خروس لاری و اصطلاحات
لالکی: خروسی که زیر گلوش گوشواره دارد
کج تاج: تاج خروس بلند و به یک طرف خم شده
ابرش: خروسی بارنگ زرد و قرمز رنگ
چیل: خروسی به رنگ خال خال حالا یا سیاه سفید یا قرمز سفید یا امثال این
صابونی:معمولا خروس سیاه که پشتش طلایی رنگ و یا سفید پشت قرمز رنگ که معمولا در منطقه ما به نوع اول میگن
خسک: خروسی با تاجی شبیه خروس محلی و با گوشواره اما نژاد جنگجو
سیندی : خروس خارزن از نژادی تقریبا پاکستانی که دمی بلند و شاخه شاخه و رو به زمین دارد
دونگ:بلندی پهنای خروس رو میگن که مثلا بلند ترین خروس رو میگن از 6 دانگ خروس چیزی کم نداره و معیار سنجش بر 6 دانگ هست و تا 3 دانگ خروسهای جنگی به درد بخور است مثلا فلان خروس 4 دانگه یعنی این مقیاس بین همه خروس بازا شناخته شده و فورا میفهمند که از 6 دانگ خروس این حیوون 4 دانگ روداره پس به فلان خروس من میخوره
دودم بالا:یعنی موقع جنگ سرشو هم از چرخش به چپ و هم چرخش به راست بالا نگه میداره و میخواد سر خریفو به زیر خودش ببره
یوغ گیر:حیوونی که سرشو بالا میگیره اما گردنو میپیچونه دور گردن حریف و قفلش میکنه و با فشار جسه اش اونو به زیر میکشه
شگرد: به انواع جنگیدن حیوون میگن مثل همین یوغ و زیر چرخ و کوله رو و رخ جنگو این جور چیزا
رخ:رخ جنگ حیوونی که راست روبرو دشمنش وا میسته و نوک به نوک دهن میگیره و میزنه و کاری به شگردا نداره اما رخ گرفتن یعنی ناحیه زیر گلو رو بگیره و مستقیم از جلو بزنه
کوله رو :حیوونی کی زیر بچرخه با فاصله یک وجب یا بیشتر از حریف و در موقع مناسب برگرده و بزنه
پس کاسه زن:حیوونی که عادت داره خارشو در پشت کله حریف وارد کنه
کری شدن: حالتی که به واسطه ضربه پای قوی یا وارد شدن خار به گوش چشم یا اعصاب سر و گردن حیوون به ان دچار میشود و مثل گیچ شدن و سر تکان دادن و زمین خوردن و تلو تلو خوردن حیوان است
لول یا نول : نوک خروس لول رفتن یعنی ÷ریدن نصف یا تمام نوک خروس که اکثرا بالایی است
خاربند:پارچه های مناسب بریده شده برای بستن خارک خروس جهت کسو یا جنگ ازمایشی است
لک یا تو لک: فصل پر ریز حیوون که تمام پرهاش بریزه و همه بدنش پر خونی باشه که نباس نه پای مرغ ولش کرد چون پر هاشو میخورن و نباید جنگاندش
تخت کردن:به مرحله خشک شدن و بلند شدن پرها و پایان پر ریز گویند
کسو:جنگ ازمایشی برای محک زدن
گرو:خروسی که برای میدان اماده و شرط و مبلغ و مکان و زمانش مشخص شده را گرو شده گویند
میدان : مرحله پایان زمان گرو و انجام بازی است
ابگیر:شخص مربی و اداره کننده حیوون در زمان میدان و توی مسابقه است
اب: هر زمان که یکی از و طرف احساس کند که حیوتنش به استراحت نیاز دارد و یا ضربه یا خار مهلکی خورده و نیاز به احیا دارد استراحت میگیرد که به ان اب گویند
پر گیری: زمان تقریبا 30 ثانیه ای بلند کردن خروس در میدان که مثلا دو حیوون به گوشه و اخر زمین رسیده اند و باید به وسط اورده شوند و یا دهانشان پر از پر است و باید تمیز شوند که بر میدارند و دستی به حیوونا میکشند و سریع ول میکنند
بی دست :ضربه ای قوی که بعضی خروسها بدون گرفت نوک به صورت حریف از دور و به قصد صورت و چشم ول میکنند
دست کش:جزو مراحل اماده سازی که باعث بدن دار شدن و اهلی شدن حیوون میشود
تاپکی:جزو مراحل اماده سازی که به ان پراندن یا انداختن هم میگویند
سر دادن:حیوونی که سرشو ÷ایین میگره و بعضا میچرخه که باعث میشه از پشت مرتب
سرشو بگیرن و بزنند
سر گرفتن:اگه خروسی با خروس دیگه جنگ نگیره و بترسه میگن سر نمیگیره
چوب زن :حیوونی که خار زن نیست و فقط با ضربات محکم پا حیوونو میکوبه
کوله رو یا کولی ده :که زیر میچرخه و اجازه میده حیوون حریف روی اون خیمه بزنه
غاز شدن یا مرغ شدن یا کاکل انداختن:حیوونی که تو مبارزه یا بدون مبارزه تسلیم شده و لحظه قبل قرار موهای پس سرش سیخ میشه و بعد شروع به جیق زدن میکنه و فرار میکنه
رفتن: فرار کردن
خسارت :وقتی بعد مشخص شدن گرو و مدت زمانی قبل از روز بازی احساس شود که نمیشه بازی رو برد مبلغ مشخصی به حریف میدهند و از بازی کناره میگیرند
تمام تاوان:مشخص شدن شکست کامل توی بازی که منجر به پرداخت تمام مبلغ شرط شوند
چارک و نصف تاوان : وقتی هنوز شکست نخورده اما میداند که کارش تمومه بسته به میزان برتری حریف از یک چهارم تا نصف پول رو میدهند و کار عاقلانه رو انجام میدهند و قبل از نابودی کامل خروس شکست رو قبول میکنند
سردویی یا بالا دویی: موضوع مورد علاقه قمار بازان این بخش مربوط به تماشاچیان بازی است که بسته به نوع درکشون و طرف داریشون در زمان بازی مبلغی رو روی یک حیوون اعلام میکنند و اگر از گروه حریف کسی خواست جواب بده میگه درسته
رند:مدل و نژادي كه يك نفر در حال تكثير و اختصاصي كردن ان است
كوله:مجموعه مرغ و خروس و جوجه ها را گويند كه يك شخص تا زماني كه عشق بازي ميكند نگه ميدارد
پر مرغي:به قول بعضي ها خروس خاكستري رنگ يا زيره اي رنگ كه پرهاش رنگ مرغ باشد و به قول ديگري خروسي كه شكل پر و دمهاش مثل مرغ است و يال بلند گردن ندارد و و بلندي دم ندارد و كوتاه پر است
سر خار: خارك هاي جدا شده از پاي حيوان مرده يا به درد نخور كه توخالي است و روي خار كوتاه حيوان بازي با چسب و قير ميبندند تا در بازي بهتر اسيب وارد كند
كراته: همان خرناط يا حلق خروسkorrateh
جغر دان: همان چينه دانjeghordan
پر كسو :زياد كسو دادن جوجه ها براي سفت شدن و يادگيري جنگ
خون به خون: جفت دادن پدر و مادر و خواهر و برادر يا نسب بسيار نزديك براي جفت گيري را گويند كه نتيجه اش حيواناتي ضعيف يا با در صد هوشياري پايين و به اصطلاح خنگ ميشوند
دوستان عزیز این بخش هنوز بازه و به پایان نرسیده اگر کم و کاستی بود به بزرگواری خودتون ببخشید و از اساتید محترم خواهش میکنم مرا در تکمیل این فرهنگ لغت یاری نمایید